|
خداحافظ چون پایان تلخ بهتر از تلخی بی پایان است ...
صمیمانه تقدیم به نوید چه زود می گذرد لحظه های آمدنت و اشتیاق نگاهی برای آمدنت ... دوباره من و غروری که میرود بر باد دوباره من و شکستن بهای آمدنت و زخم میزند اینجا به روح خستهِ من شب و تو و غزل و ردپای آمدنت ! نیامدی و نگفتی : نمیروم دیگر و خسته کرد مرا وعده های آمدنت سکوت می کنم و چشم دل به در دوزم و بغض های فروخورده در هوای آمدنت " وفا"
من مغرورم ؟!... شاید ... در هر صورت تو ماه منی ...
اگه تو توی آسمون ستاره ای نداری اشکال نداره ! منم ستاره ای ندارم ! فقط یه ماه دارم اونم توئی ... ماه من غصه نخور زندگی خوب داره و زشت خدا رو چه دیدی شاید، فردامون باشه بهشت ...
سلام امروز ناراحت بودی ؟ چرا ؟ ناراحتم که ناراحتی ! شاید یادت رفته دوستت دارم ؟!... خب بازم میگم : دوستت دارم ... خیلی زیاد
سکوت من ... سکوت تو ...
من تو را دوست دارم ... و تو دیگری را ! و دیگری مرا ! و همه ما تنهائیم !!!
اولین غزل من توئی ! و من تو را سرودم ... تقدیم به نوید عزیزم ... برای او که صدایش ترنم دلنشین باران و نگاهش فروغ روشن مهتاب است دیگه دستات نمی خوان فاصله ها رو کم کنی ؟ ابر بشی ، بباری و بغض هوا رو کم کنی ؟ من به اندازه چشمای تو از غصه پرم ! نمی خوای ببندی و غم وفا رو کم کنی ؟ آسمون با همه ستاره هاش مال خودت نمی خوای ماه بشی و وهم شبارو کم کنی ؟ میدونم دوستم نداری ! دیگه گفتن نداره کاش می شد یه بار بگی ... بغض صدامو کم کنی همه با نگاهاشون ، طعنه هاشونو میزنن نمی خوای بیای پیشم ، دلتنگی هامو کم کنی ؟ من اگه از تو سرودم چونکه عاشقت شدم نمیخوای بگی که عاشقم شدی،دردسرامو کم کنی؟ "وفا" |
About |